تصور کنید. مدیر عامل هایپترین شرکت تکنولوژی جهان، اعتراف کند اشتراک 200 دلاری در ماه این شرکت، دارد روی هر مشترک، پول از دست میدهد، و واکنش بازار wall street؟ همچنان ارزش این شرکت را به 500 بیلیون دلار می رساند!

بیشتر تیترهای اخبار درباره ارزشی که این شرکت های AI خلق کرده اند نیست، درباره این است که ارزش سهام این شرکت های AI چه قدر رشد کرده اند.
30 نوامبر 2022، زمان معرفی chatgpt. این اپلیکیشن توانست، در 5 روز 1میلیون استفاده کنند کسب کند. و در دو ماه 100 میلیون استفاده کننده کسب کرد. سریعترین رشد یک اپلیکیشن در تاریخ.
گوگل عقب مانده بود آن هم درحالی که خود گوگل این تکنولوژی را پایه گذاشته بود. آنها این تکنولوژی را برای سالها داشتند، اما میترسیدند، که این تکنولوژی در عمل چگونه رفتار کند. اما openAI همچین ترسی نداشت، آنها اولین شرکتی بودند که این تکنولوژی را منتشر کردند. و در بازار تکنولوژی، اولین حرکت، اولین مزیت، همه چیز است.
در طول هفته ها، Microsoft، در شرکت، OpenAI میلیونها دلار سرمایه گذاری کرد. و آمازون هم شروع کرد به سرمایهگذاری میلیونها دلار در Anthropic کرد.
فقط چهار شرکت Amazon، Meta، Google، Microsoft 344 بیلیون روی زیرساختهای هوش مصنوعی سرمایه گذاری کردند.
OpenAI توانست 40 بیلیون دلار سرمایهگذاری کسب کند. شرکت های دولتی چین، 500 بیلیون دلار دیگر روی ساخت و ساز هوش مصنوعی هزینه کردند.
مراکز داده، 1.5 درصد کل برق جهان را مصرف می کنند.
ما کمبود کارت گرافیک را تجربه کردیم، قطعه سختافزاری که از طلا هم با ارزشتر شد. (الان هم کمبود RAM)
اما مشکلات هوش مصنوعی آشکار شد.
برای مثال مرکز تحقیقاتی METR اعلام کرد: «مدلهای زبانی بزرگ، عملکرد خوبی در وظیفههای کوتاه دارند، اما در وظیفههای طولانی دچار مشکلات می شوند.»
در ژانویه 2025. Sam Altman مدیر عامل OpenAI توییت زد:
یک چیز دیوانه کننده: ما درحال حاضر در حال پول از دست دادن روی اشتراک pro openAI هستیم. مردم خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کردیم از آن دارند استفاده می کنند.
.jpg)
اشتراک Plus OpenAI (یک سطح پایین تر از pro) با قیمت 20 دلار در ماه منتشر شد. تمام استراتژی آن ها این بود که آن ها دو قیمت را بررسی کردند. 20 دلار و 42 دلار. هر کدام که مردم کمتر اعتراض کردند، را انتخاب کردند. نه تحقیق بازاریابی، نه آنالیز هزینه، فقط وایب.
حالا اینجا جایی است که واقعا این موضوع دیوانه کننده می شود.
پیشبینیهای صنعتی نشان میدهد که زیر ساختهای هوش مصنوعی، 6.7 تریلیون دلار هزینه تا سال 2030 احتیاج دارد. 5.2 تریلیون دلار به صورت مستقیم برای زیرساختهای هوش مصنوعی و 1.5 تریلیون دلار برای زیرساختهای سنتی غیر هوش مصنوعی.
چهار شرکت بزرگ (اپل، متا، آمازون، گوگل) انتظار میرود که 350 بیلیون دلار در سال 2025 هزینه کنند.
برای توجیه این هزینهها، صنعت هوش مصنوعی نیاز دارد که تا سال 2030، 2 تریلیون دلار درآمد سالانه تولید کند. درآمد سالانه کل فعلی، چیزی بین 2 بیلیون دلار. یک شکاف 10 برابری.
اما حباب فعلاً قرار نیست بترکد. همچنان وایپ هوش مصنوعی زیاد است، اما آمار جالب نیست. چرا؟
زیرا کسانی که آن را باد می کنند، افراد با بزرگترین کیف پولهای جهان هستند. برخلاف حباب دات کام در سال 1999، که استارتاپها با درآمد صفر و 17 تا میز فوتبال دستی، حجاب هوش مصنوعی امروز، توسط شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی با پول های واقعی حمایت می شود. (پول در حد اگر حوصلم سر رفت، یک کشور هم می خرم!)
این شرکت های غول تکنولوژی، روی هوش مصنوعی سرمایه گذاری می کنند، نه به این دلیل که هوش مصنوعی سودآور است، بلکه میترسند که آن شرکتی باشند که در موقع درست روی تکنولوژی آینده سرمایه گذاری نکرد.
هوش مصنوعی می تواند آیفون یا گوگل بعدی باشد، یک تکنولوژی که کل دنیا را متحول کند، و شرکتی که از این موضوع غافل شود، تبدیل به blackberry زمان می شود.
می توانید این شرکت ها را همچون قماربازانی با پول بینهایت فرض کنید.
چه زمانی این حباب می ترکد؟ زمانی که یک اتفاق جهانی، همه را مجبور کند که دست از نقش بازی کردن بردارند. این اتفاق تاریخ معمولاً در چند روش رخ می دهد:
1. پول یک دفعه ناپدید بشود.
حباب دات کام به این دلیل نترکید که وبسایت ها احمقانه بودند، ترکید چون، ورود پول متوقف شد. قرض گرفتن گران شد، حمایتها متوقف شد، و یک دفعه هزاران شرکت، یک شبه نابود شدند.
اگر سرمایه گذاری شرکتهای بزرگ تکنولوژی در هوش مصنوعی قطع بشود، حباب به سرعت خواهد ترکید.
2. یک فروپاشی بزرگ خجالت آور رخ دهد.
هر حباب یک لحظه خاص دارد. یک عیب دیدنی و جذاب که همه را بترساند. حباب دات کام، مشکل درآمد زایی داشت. کریپتو، FTX را داشت.
ورژن هوش مصنوعی می تواند یکی از موارد زیر باشد:
یک آزمایش هوش مصنوعی، ضرر و زیانهای زیادی را آشکار کند. یک مدل هوش مصنوعی خیلی بد، به صورت هول هولکی منتشر بشود. یک مدل هوش مصنوعی خیلی بد، به صورت نامناسب منتشر بشود.
وضعیت فعلی:
شرکت های بزرگ تکنولوژی همچنان خرج می کنند. هیچ فروپاشی درآمدی دیده نشده است، واقعیت ترکهایی را نشان می دهد، اما به اندازه کافی بزرگ نیست که حباب بترکد.
اما آیا هوش مصنوعی حباب است؟
برای بررسی این موضوع باید یک حباب نزدیک را بررسی کنیم. بررسی حباب دات کام. بیایید با یک ماجرا جالب شروع کنیم. اولین ویدیو وایرال جهان. یک لایو اسریتم از یک قهوه جوش در دانشگاه کمبریج. دانشجویان از این موضوع که باید برای نوشیدن قهوه به طبقه بالایی بروند تا ببینند که قهوه جوش خالی است. پس آن ها یک وبکم ساختند و آن را به اینترنت متصل کردند تا پر یا خالی بودن آن را زیر نظر بگیرند.

تا سال 1995 میلیونها نفر در سرتاسر جهان، پر و خالی شدن قهوه جوش را تماشا کرده بودند. و آن را به دوستان و خانواده خودشان نشان می دادند تا اینترنت را توصیف کنند. این موضوع یک وایپ بوجود آورد که در نهایت منجر به اتفاق حباب دات کام شد. ربط این موضوع به حباب هوش مصنوعی چیست؟
باید بدانیم که همه حباب ها یک نقط مشترک دارند. یک دروغ که همه آن را باور کرده اند. برای آن که بدانیم که آیا هوش مصنوعی، حباب است، باید بفهمیم که چه دروغ احتمالی درباره هوش به ما گفتند شده است.
تا این جا به صورت کلی سه وعده درباره هوش مصنوعی به ما گفته شده است.
- هوش مصنوعی بهتر خواهد شد. و این ادامه دار است.
- مردم از آن استفاده می کنند. خیلی زیاد.
- ما به مراکز داده بیشتری احتیاج داریم.
اگر بخواهیم بدانیم که کدام یک از موارد بالا دروغ است، باید اول دروغ حباب دات کام را بررسی کنیم. آیا چیزی به نام فیبر نوری تاریک شنیدهاید؟
اینترنت قرار بود که همه چیز انجام دهد، صحبت با مردم، کارهای بانکی، ارسال ویدیو، خرید و... (بله، همه این موارد الان امکان پذیر است ولی داریم درباره اویل اینترنت صحبت می کنیم.) این وعده حباب دات کام بود. همه باور کردند، حتی با وجود این که اکثریت در اینترنت حضور نداشتند. تکنولوژی اولیه اینترنت خیلی خیلی کند بود. جوری که حتی نمیتوانید تصور کنید. احتمال اکثریت شما فکر می کنید که کندتر ازعلامت E اینترنت تلفن همراه وجود ندارد. ولی تکنولوژی اولیه اینترنت از این هم کندتر بود!
فقط چند هزار وبسایت وجود داشت. تقریباً هیچ کسی نمیدانست که چگونه یک وبسایت درست کند. برنامه نویسی وب اصلا وجود نداشت. شما اینترنت را از طریق پست دریافت می کردید! در آمریکا این موضوع را از طریق یک CD مخصوص که آن را درون کامپیوتر قرار می دادند انجام میگرفت. در ایران خودم یادم هست که باید از دکلها، یک سری کارتهای مخصوص که روی آن نام کاربری و رمز مخصوص وجود داشت، می خریدیم و با آن به اینترنت متصل می شدیم.
به وضوح کابلهای تلفن آن زمان برای این کار ساخته نشده بودند. یک کابل فیبر نوری می تواند تا 100.000 بار بیشتر از کابل تلفن همراه اطلاعات حمل کند. کابل تلفن همراه، گلوگاه اینترنت آن زمان بود. و کابل فیبر نوری، حباب واقعی دات کام بود.
شرکتها در دهه 90 شروع به کار گذاشتن کابل فیبر نوری کردند. هر چند قدر که می توانستند. در سال 1995 دو کابل اصلی سراسری از نیویورک تا لسانجلس با کابل فیبر نوری جایگزین شدند. با شاخههایی که به مناطق محلی می رفت. این برای نیاز آن زمان، بیشتر از کافی بود. که بیشتر برای تماسهای تلفنی استفاده می شد و بخش کوچکی از آن برای اینترنت استفاده می شد. اما زمانی که ویدیو قهوه دانشگاه کمبریج وایرال شد، وایپ آغاز شد. مردم به تاریخ نگاه میکردند به زمانی که از تلگراف به تلفن منتقل شدیم. و با خودشان گفتند: «کابل فیبر نوری بیشتر. بیشتر. همین الان.»
فقط 5 سال بعد 13 کابل سراسری فیبر نوری کار گذاشته شد. شرکتها یک شبه برنامههای چند بیلیون دلار اعلام می کردند تا کابل های فیبر نوری بیشتری کار بگذارند. مسیر بین هیوستون تا لسانجلس از یک به پنج کابل فیبر نوری سراسری افزایش یافت. و مسیر بین نیویورک تا واشنگتن از2 به 10. و از آمریکا تا اروپا از 3 به 12 افزایش یافت. تا سال 2001، 500 بیلیون دلار روی کار گذاری کابلهای فیبر نوری هزینه شد. اما هیچ هزینهای روی انجام بخش سخت ماجرا نشد. چیزی که واقعا نیاز بود تا اینترنت به پتانسیل واقعی خودش برسد. آخرین کیلومترها. از خانه به مراکز پخش داده. چگونه انتظار می رفت که میلیونها خانه که قرار بود از اینترنت استفاده کنند وقتی کابلها از خانهها تا مراکز پخش داده، همچنان همان کابلهای تلفن قدیمی بود.
تا سال 2001 فقط 10 درصد از آن همه کابل فیبر نوری استفاده شده بود و 90 درصد دیگر بدون استفاده مانده بود. آن 90 درصد به کابل فیبر نوری تاریک مشهور شد. مردم و سرمایه گذاران متوجه شدند. اینترنت آماده نبود. شرکتهای کامپیوتری متوجه شده بودند که تا زمانی که مردم به اینترنت سریع دسترسی نداشته باشند، هیچ کسی از محصولات آنها استفاده نخواهد کرد. در سال ۲۰۰۱، وب سایتها حدود 30 ثانیه طول میکشید تا کامل بارگذاری بشوند. اینترنت اولیه خیلی کند بود. و زمانی که از آن استفاده می کردید، تلفن قطع می شد. نمیتوانستید به کسی زنگ بزنید یا تماس دریافت کنید.
نتیجه، حباب ترکید. شرکتهای مخابراتی هزار بیلیون دلار خرج کابل های فیبر نوری کرده بودند. کابلهایی که استفاده نمی شدند. این شرکتها فقط دچار شکست نشدند. کامل سقوط کردند.
خوب بیاییم دروغهای احتمالی را برسی کنیم.
- هوش مصنوعی بهتر خواهد شد. این ادامه دار است.
در چند سال اخیر تکنولوژی هوش مصنوعی، پیشرفتهای قابل توجهی داشته است و این پیشرفتها همچنان ادامه دارد. اما آیا این پیشرفت ها ادامه دار خواهد بود؟ پیشبینی این موضوع خیلی سخت و پیچیده است. پیشرفت تکنولوژی هوش مصنوعی به عوامل زیادی بستگی دارد مثل سخت افزار، داده، الگوریتم های هوش مصنوعی و...
بسته به اینکه که هر کدام از موارد بالا چه قدر پیشرفت کند یا پیشرفت آن کند بشود، سرعت پیشرفت هوش مصنوعی کم یا زیاد خواهد شد. پس پیشبینی این موضوع خیلی خیلی سخت و پیچیده و تخصصی است. پس فعلا نمی توانیم درباره این موضوع حرف قطعی بزنیم.
- مردم از آن استفاده می کنند. خیلی زیاد.
در ابتدای معرفی chatgpt این اپلیکیشن سریع ترین رشد تاریخ را داشت، اما در ادامه محبوبیت آن به حدود 40 درصد کاهش پیدا کرد. اما یوایش یوایش محبوبیت آن دوباره افزایش پیدا کرد. اما چند ماه بعد، deepseek معرفی شد. و ارزانتر بودن ان این سیگنال را فرستاد که شاید به این همه مراکز داده احتیاج نباشد.
ولی بعضی ها به این نتیجه رسیدند که اگر از تمام قدرت پردازشی استفاده کنیم، به چه نتیجه ای خواهیم رسید؟ و همین اتفاق هم افتاد و تا این جا هوش مصنوعی ارزان تر و بهتر شد.
این موضوع باعث شد که مردم بیشتر از هوش مصنوعی استفاده کنند.
(به این موضوع تناقض Jevon گفته می شود. یعنی اگر چیزی ارزانتر بشود، مردم به جای آن که همان میزان قبلی را استفاده کنند، با قیمت کمتر، با قیمت قبلی، بیشتر استفاده می کنند. (به زبان ساده، ما انسان ها قانع به آن چه که داریم نیستیم. و بیشتر می خواهیم)

(یک نمونه از تناقض Jevons: یک افزایش در بهرهوری باعث 20 درصد کاهش قیمت بنزین می شود، در نتیجه میزان مسافرت 40 درصد افزایش پیدا می کند.)
و داده های موجود نشان می دهد که یک سال بعد از معرفی deepseek، استفاده از هوش مصنوعی، 50 برابر شده است.
- ما به مراکز داده بیشتری احتیاج داریم.
این دقیقا تفاوت حباب هوش مصنوعی با حباب دات کام است. در حباب دات کام 90 درصد کابل های فیبر نوری کار گذاشته شده، استفاده نمی شد. و به کابل فیبر نوری تاریک مشهور بود. اما این جا شما نمی توانید یک کارت گرافیک Nvidia تهیه کنید زیرا آن ها در مراکز داده تمام مدت درحال استفاده شدن هستند. در واقع در حباب دات کام ما عرضه بیش از اندازه زیر ساخت داریم و در حباب هوش مصنوعی ما کمبود زیر ساخت داریم.
شروع هایپ امروز هوش مصنوعی از این مقاله بود. (Attention is all you need) که در سال 2017 منتشر شد.
زیرا مشخص شد که آن چه که در این مقاله است، فقط به درد داده های متنی نمی خورد، بلکه قابل استفاده برای سایر انواع داده هم است. موضوع درباره این است که چگونه قدرت کافی پردازش بسازیم تا بتواند محاسبات لازم را انجام بدهد. و دقیقا مشکل همین جاست، زیر ساخت مراکز داده بیشتر، به معنای مصرف برق بیشتر است.
تک تک نیروگاه های آمریکا را روشن کنید، خورشید را درخشان فرض کنید. و باد را در حال وزیدن فرض کنید. و آمریکا در این شرایط در بیشترین حالت ممکن 1300CW برق در هر لحظه تولید می کند.
اما البته که بعضی از نیروگاه ها خاموش هستند برای تعمیر و نگهداری. ابر ها هم امروز بیرون هستند. و باد هم آرام است. و آمریکا اگر با تمام قدرت تلاش کند، فقط 1000CW برق در هر لحظه تولید می کند. و این مقدار واقع گرایانه است.
شرایط که یک اپراتور شبکه نمی خواهد در آن قرار داشته باشد. آن ها همیشه یک ظرفیت خالی برای احتیاط در نظر می گیرند. تا زمانی که تقاضا و فشار روی نیروگاه ها به اوج می رسد (برای مثال در روز های خیلی گرم.) آماده باشند. و همچنین برای مباحث امنیتی.
و مراکز داده، این ظرفیت خالی را به صورت کامل و تمام مدت مصرف خواهند کرد. هر چند قدر که دوست دارید حساب و کتاب کنید، میزان برق مورد نیاز برای مراکز داده معادل 100 نیروگاه اتمی، هزار کیلومتر پنل خورشیدی، به علاوه باتری، نیروگاه بادی به اندازه نصف تگزاس یا ...
اما این اتفاقی نیست که درحال افتادن باشد، ظرفیت تولید برق این قدر سریع افزایش پیدا نمی کند. این بیشترین تقاضای برق در طول تاریخ بشریت است.
همه آن مقاله مشهور را دارند. همه می دانند که آن مقاله مشهور کار می کند. و درست همانند کشور هایی که درگیر رقابت های نظامی می شوند، این شرکتهای بزرگ تکنولوژی نمیتوانند که عقب بیفتند و مجبور هستند که هر کاری که میتوانند برای رفع مشکل تولید برق انجام دهند.
برق، گلوگاه هوش مصنوعی است، درست همانند کابل تلفن برای حباب دات کام.
اگر مشکل برق حل نشود، انتظارات که از هوش مصنوعی می رود و ارزش این شرکت های بزرگ تکنولوژی، همه زیر سوال می رود. ما می دانیم که چگونه ظرفیت تولید برق را افزایش دهیم، پس شاید این یک پرچم قرمز کامل نباشد. پس فعلا می توانیم آن را یک پرچم نارنجی در نظر بگیریم.
جمعبندی:
از نظر اقتصادی، به نظر می رسد که هوش مصنوعی یک حباب بزرگ باشد، اما زمانی که نکات فنی و تکنولوژی را در نظر می گیریم، می ببینیم که این موضوع پیچیدهتر میشود و پیشبینی آینده، آن قدر ها هم ساده به نظر نمیرسد.
یکشنبه
دو شنبه
سه شنبه
چهار شنبه
پنج شنبه
جمعه
شنبه
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
دیدگاهها
هیچ نظری در این زمان ثبت نشده است!
دیدگاه خود را بنویسید